|
تولدم مبارک
سلام به همه دوستاي گلم همون طور كه قبلا گفتم امروز توي وبلاگ من يه جشن كوچيكه كه مهمانهاي بزرگي مث شما داره امروز .... امروز ، تولد منه امروز 23 رو تموم كردم و رفتم تو 24. دوست داشتم توي بهترين روز زندگيم ، بهترين دوستانم كنار باشم ... ممنون كه دعوت منو قبول كرديد و قدم به چشم به من گذاشتيد امروز هم خوشحالم و هم بعض كردم ... چون ياد تولدي كه درخوابگاه گرفتم افتادم ، تولدي كه به ظاهر يه مهموني ساده بود كه به يه ضيافت به ياد ماندني براي من تبديل شد ... تولد من و مرضيه رو باهم گرفتيم . من آخر مهربودم و او اوايل آبان.... چه شب پرخاطره اي !!! چه صفايي داشت ... اونايي كه خوابگاهي باشن مي دونن تولدگرفتن درخوابگاه يعني چي .... اي كاش الان همتون اينجا بوديد بچه ها ... ولي بازم به خودم نهيب زدم و گفتم امسال بجاش شما هستيد و به جشن كوچك من صفا مي ديد ديشب اولين نفري كه تولدم رو تبريك گفتم : مهسا بود كه واسم sms داد : معصومه جونم ، جيگر .... تولدت مبارك ... سعيده اين قشنگ منم صبح واسم زنگ زد ... كلي خوشحال شدم كه چنين دوستاني دارم پيشاپيش عيد سعيد فطر رو بهتون تبريك ميگم . نماز و روزه ي همگي قبول باشه خيلي دوستتون دارم قربون شما صفاي قدمتون ياعلي
موضوع : | *| نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 9:52 توسط معصومه گله | شهادت مظلوم تاریخ رو به همگی تسلیت میگم
سلام به همگي ابتدا شهادت بزرگ مرد تاريخ مولای متقيـان موالاالموحدين امام علی (ِع)برهمه ي عاشقانش تسليت ميگم ... الان در شبهاي عزيزي هستيم ... شبهاي كه هرلحظه اون باارزشه .... توي اين شبا از همگي التماس دعا دارم نكنه معصومه گله رو يادتون برررررررررررررررره چون من كه همه ي شما رو دعا كردم . ديشب كه شب قدر بود رفته بودم احيا .. چه شبي بود . وقتي چراغا رو خاموش كردن كه مراسم قرآن برسر رو شروع كنن . چه حسي داشتم . الان ديگه من بودم و خداي من !!! همه واسه گدايي اومده بودند و درخونه ي معبودشون رو مي زدن ... خدايا من ميخوام كه هميشه گداي درخونه ي تو باشم. .... حتما شما هم اين حال و هوا رو تجربه كردين من كه خدايي اول دوستاي گلمو دعا كردم . شك نكن كه تو هم جزشون بودي ......!! از خدا خواستم كه به مراد دلت برسي ... هنوز دو شب ديگه از اين شباي عزيز مونده 23 و 27 رمضان ، فرصت رو از دست نديم و بازم بريم و از خدا بخوايم كه همه ي ما رو عاقبت به خير كنه و... آمين يا رب العالمين. اگه در اين چندوقته كمتر بهتون سر مي زنم ... شرمنده .... خيلي گرفتارم ولي حتما ميام به زودي و جبران مي كنم راستی حال بابا هم خوب شده .... بازم ازهمه ی دوستان ممنونم شاد و پيروز باشيد يادت نرررررررررررررررره التماس دعا
موضوع : درددل | *| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 18:18 توسط معصومه گله | هیچ وقت
موضوع : شعرهاي عشقولانه | *| نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 10:43 توسط معصومه گله | شب و من و تنهايي و مناجات
کنم هر شب دعايی کز دلم بيرون رود مهرت ولی آهسته می گويم خدايا بی اثر باشد موضوع : شعرهاي عشقولانه | *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 11:38 توسط معصومه گله | گاه
موضوع : متن هاي عاشقانه | *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 11:37 توسط معصومه گله | |
درباره وبلاگ
رفتی حـــــالا بــــــه کی بگم خیلی دلـــــــم تنــگ بـــــرات میخــوام یــــــــه وقت ببینمت ســـر بــزارم رو شــونهــات دوست داشتم با گلای سرخ میـــومـــدم بـــــــه دیـــدنت نـــه اینکـــه بـــــا رخت سیاه چشمـــــای ســــرخ ببینمت معصومه
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
دیگه دوستم نداری
**دوستان گلم**
|