تبليغاتX
××× ديگه دوستم نداري ×××

دوستت دارم

سلام بچه ها :

ببخشيد كه دير آپ مي كنم

مي خواستم بذارم بعد ازكنكور آپ كنم .... ولي گفتم بذارم قبل از كنكور

آره ، جمعه ۳/۸/۸۵  كنكور دارم .... واسم دعا كنيد كه امسال رو قبول شم

مرسي

اينم تقديم به همه ي دوستاي گلم كه خيلي دوستتون دارم

 مي خواهم

مي خواهم بنويسم ... اما نمي دانم آيا تو آنها را مي خواني يا نه ...
بر برگي از ياس شعرهاي بهاري با تو بودن را مي نويسم با نگاه سحر به

افق ديده ات لبخند مي زنم سياهي را رنگ مي زنم تا وقت زودتر بگذرد و
تو بيايي بي تو بودن عمر مرا به انتها مي رساند
...
با تو بودن همچون آتشي است که مرا در عشق تو مذاب مي کند

لبخندت را همچون آيئنه اي به من بسپار تا هر دمم عاشقانه با نگاههاي

تو خاکستري شود
.
ماه شو و مرا از نقاب سياه شب نجات بده چه بگويم که در تو اثر کند و تو

مرا از هر چه پوچي است نجات دهي به نگاهت قسم که خيال مرا از تو گريزي
نيست هميشه اين منم که براي پرسشي ساده پريشانم : آيا مرا دوست داري ؟

Kissesدوست دارم Kisses 

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای نیلوفر را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم،که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق و دلش به زلالییه باران است

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که
............

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است



موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت 9:41 توسط معصومه گله |
بازم سلام

بازم سلام به همه ي دوستان گلم

خوبيد؟

شرمنده‌، اين مدت خيلي گرفتار بودم نتونستم آپ كنم ....

از همه شما و تبريكات صميمانتون ممنون

اين  جملات رو ديدم خوشم اومد گفت بذارم شما هم بخونيد شايد خوشتون بياد

 

گفت:می خوام برات يه يادگاری بنويسم گفتم:کجا؟ گفت:رو قلبت. گفتم:مگه ميتونی؟ گفت:سخت نيست آسونه گفتم:باشه بنويس تا هميشه به يادگار بمونه يه خنجر برداشت گفتم: اين چيه؟ گفت:سيسسس ساکت شدم گفتم:بنويس ديگه چرا معطلی. خنجر رو برداشت و با تيزی خنجر نوشت: دوستت دارم ديوونه اون رفته ,خيلی وقته ,کجا؟ نميدونم. اما هنوز زخم خنجرش يادگاری رو قلبم مونده

 من 15 تا تو را دوست دارم :

7 بهشت + 7 آسمان + 1 دنيا  =   15 تا

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

 زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني .... هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن.... بهتره اهالي رويامونو بدون توقعي ، جواب كنيم نبايد حتي رو بهترين كسا توي بدترين جاها ، حساب كني...

 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود .

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

 دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی

  هر وقت كسي را دوست داشتي رهايش كن ، اگر تو را دوست داشت برمي گردد ...اما اگر برنگشت ... بدان هيچ وقت تو را دوست نداشته است.

 

 سرنوشت سه دفعه بهت دروغ می گه

اولين بار وقتی به دنيات مياره....

دومين بار وقتی عاشقت می کنه.....

سومين بار هم زندگی رو ازت ميگيره تا بفهمی همش خواب بود و بس...

  گوش کن!هيچ وقت خودت رو درگير عشق نکن،به هيچ کس و هيچ چيز دل نبند و پايبند نشو عشق مثل تار عنکبوته و تو مثل پروانه،نذار بالهات در اين حصار چسبناک گير کنه که در اون صورت زندگيت تباه مي شه و تو هم داغون ميشي

 كاش از عشق تو می مردم ، كاش می مردم و ديگر كسی نگاه عاشقانه ای به من نمی كرد… ديگر نميخواهم كلمه دوستت دارم را از كسی به جز تو بشنوم دوست دارم تنها تو مرا دوست داشته باشی… كسی به جز تو لايق من نيست

منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم

عشق را ديدم چشم در چشم نگاهش کردم نگاهم کرد صدايش کردم جوابی نداد هر لحظه دورترشدولی هرگز محو نشد هر جارفتم او بود که پررنگتر از هميشه در کنارم ظاهر شدو گفت عشق يعنی گذاشتن و گذشتن عشق يعنی داشتن و نداشتن عشق يعنی من يعنی تو يعنی تمام  دنيا ودر اخر دوستت دارم

عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است قطع شودولي تارهاي آن هميشه ميمانند

 تو را دوست دارم كمتر از خدايم و بيشتر از خودم چون به او نياز و به تو احتياج دارم

اگر صد سال بعد از مرگ من گر بشکافی قبر من خواهی شنيد از قلب من دوستت دارم ای دوست من

ياران بخدا بي وفايي نكنيد از عاشق دلخسته جدايي نكنيد يا اينكه وفا كنيد تا آخر عمر يا از اول آشنايي نكنيد

شب داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي وقت پيش ها بميره

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود زيباترين رويائم گفتن دوست دارم تو بود زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق توبود

پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...

ميگي بارون رو دوست دارم، با چتر ميري زيرش. ميگي پرنده ها رو دوست دارم، توي قفس اسيرشون ميكني. ميگي گل رو دوست دارم، از شاخه ميچينيش. ميخواي نترسم وقتي ميگي دوستت دارم؟

الهی انکس که در تنهاترين تنهائيم تنهای تنهايم گذاشت به حق تنهائيت در تنهائيش تنهای تنهايش گذار


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 11:26 توسط معصومه گله |
عجیبه ...

عجيبه كه...

 تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره

تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه

تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده

 تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد

 و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه

 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 11:1 توسط معصومه گله |
آموخته ام ....

 

آموخته ام که ؛ وقتي با کسي روبرو مي شويم ؛ انتظار " لبخندي " از سوي ما دارد .

 آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد .

 آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاري ندارد .

 آموخته ام که ؛ به چيزي که دل ندارد ، نبايد دل بست .

 آموخته ام که ؛ خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن


موضوع : درددل
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 9:48 توسط معصومه گله |
الفبای زندگی

 

الفبای زندگی :تقدیم به همه عزیزانم

 الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها              
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم              
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات               
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها                              
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها            
ج: جسارت براي ادامه زيستن                              
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه  
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس                         
خ: خودداري براي تمرين استقامت                         
د: دور انديشي براي تحول تاريخ                            
‌ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل                               
ر: رضايت مندي براي احساس شعف                     
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها                      
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها                   
س: سخاوت براي گشايش كار ها                        
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج                 
ص: صداقت براي بقاي دوستي                            
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد                         
ط: طا قت براي تحمل شكست                             
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف          
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها                    
غ: غيرت براي بقاي انسانيت                               
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند                      
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل           
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق                     
گ: گذشت براي پالايش احساس                        
ل: لياقت براي تحقق اميد ها                               
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك                     
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها                        
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي           
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها                       
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك      


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 9:46 توسط معصومه گله |