|
حالا که رفتی برو ...
حالا که رفتی برو دیگه نمی خوام تو رو برو تا منم برم پی کار و بارم حالا که رفتی برو کاری بهت ندارم خیال نکن می ام به دنبال تو یا که می پرسم از کسی حال تو منم شدم عین خودت بی خیال دل نمی دم به تو و امثال تو پیش خودت فکر نکنی ساده ام یا که هنوز عاشق دل داده ام اگه که تو خوابت اومدم یک شبی فکر نکنی به فکرت افتاده ام دیگه نمی خوام حرف تو رو گوش کنم اسم تو رو بهتر که فراموش کنم برم بشم مشعل راه خودم آتیش عشق تو رو خاموش کنم موضوع : شعرهاي عشقولانه | *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 8:36 توسط معصومه گله | همیشه دوستت دارم
گفتم شاید ندیدنت از خاطرم دورم کنه دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه گفتم صداتا نشنوم شاید که از یادم بری دیدم تو گوشام نیستش صدای دیگری ندیدن و نشنیدنت عشقتا از دلم نبرد فقط دونستم بی تو دل پرپر شد و مرد بعد از تو باغ لحظه هام حتی یه غنچه نداد همش می گفتم با خودم نکنه بمیرم و نیاد این روزا محتاج توام من نمی گم دلم گرفت فردا اگه بازم نیای چیا می شه رو دلم موضوع : شعرهاي عشقولانه | *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 8:35 توسط معصومه گله | جرم عاشقي
سلام به همه دوستاي گلم كه منو شرمنده كردن با اين همه نظر مرسي از اين همه آرزوي موفقيت .... واقعاً شرمنده كردين امتحانم رو بد ندادم ( سوالاش خيلي آسون بود ، ولي جوابش سخت بود توكل به خدا اميدوارم كه با دعاي خير شما عزيزانم قبول شم .......... از تك تك شما ممنونم .... دوستتون دارم هوارررررررررررررررررررررررررتا
عاشقي جرم قشنگيست موضوع : | *| نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 11:15 توسط معصومه گله | داستان شقايق، گلي عاشق
داستان شقايق، گلي عاشق شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم موضوع : شعرهاي عشقولانه | *| نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 11:1 توسط معصومه گله | |
درباره وبلاگ
رفتی حـــــالا بــــــه کی بگم خیلی دلـــــــم تنــگ بـــــرات میخــوام یــــــــه وقت ببینمت ســـر بــزارم رو شــونهــات دوست داشتم با گلای سرخ میـــومـــدم بـــــــه دیـــدنت نـــه اینکـــه بـــــا رخت سیاه چشمـــــای ســــرخ ببینمت معصومه
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
دیگه دوستم نداری
**دوستان گلم**
|